تبليغاتX
... KEEP IT ...

... KEEP IT ...

خیلی بده که آدما نمی تونن همه چی رو تجربه کنن ...

همه ی راه ها رو ... مسیر ها رو ... حرف ها رو ... آدم ها رو ...

چون دیگه زمانش می گذره ... تموم میشه ...

بعضی وقت ها می رسن به یه دو راهی ، مجبورن انتخاب کنن ... ولی دیگه اون یکی 

مسیر برای همیشه از دستشون میره، نمی تونن برگردن ... چون زمان می گذره

چون پیر می شن ...دیگه سر اون دو راهی نمی رن !

...

..

.

آدم ها چقدررر نا توانن ... با اینکه خیلی توانان ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 2:33  توسط نوید  | 

وقتی از خودم بدم میاد ، وقتی حس گندی دارم به خودم ؛ نمی خوام با کسایی که دوسشون دارم حرف بزنم ...



+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:58  توسط نوید  | 



برای "بودن" حتما لازم نیست که "باشی" کافیست "بشوی"، آنوقت دیگر "هستی"، حتی اگر دیده نشوی...  




...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:4  توسط نوید  | 

پس از یک دم سکوت دیگر ، به زمزمه گفت که آدم عجیبی هستم و لابد به همین خاطر دوستم دارد...


اما شاید یک روزی به همین دلیل حالش را بهم بزنم !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 1:8  توسط نوید  | 

"هر چیزی رو که برمیداری ، بذار سر جاش..." 

و تو بارها اینو به من گفتی ...

ولی نمی دونستی که بعضی ها، آدم رو بر می دارن و با خودشون می برن و می برن و می برن...

اما وقتی میرن ، حتی اونو سر جاش نمی ذارن!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 22:42  توسط نوید  | 

و آدم ها یکی یکی ؛ فاسد می شوند ...

می گندند...

و می افتند ... :(

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 22:18  توسط نوید  | 

,Countless times I trusted you

I let you back in

knowing ... yearning ... you know

I should have run, but I stayed

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 17:43  توسط نوید  | 

...

KEEP IT

...

YES

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 2:2  توسط نوید  | 


This fucking mission accomplished 

Hey ... Mr next mission 

you'll see 

I wont give up

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 2:1  توسط نوید  | 

سخته ها ... همین ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 21:31  توسط نوید  |